تبلیغات
حکیم الهی

حکیم الهی
بزرگترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی 

15258-58312.jpg


نکاتی اخلاقی از سوره ی حجرات (عدم بی تفاوتی مومنان در کشتار های میان مومنان)

وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّىٰ تَفِیءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ (حجرات :9)

و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر کشتار کنند، پس میان آن دو را اصلاح کنید. پس اگر یکی از آنان بر دیگری تعدّی کرد، شما با آن (گروهی) که تعدّی می‌کند کشتار کنید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر بازگشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و تقسیمی شایسته کنید؛ خدا همواره دادگران را دوست می‌دارد.

اینجا كشتارهایى را كه در میان مؤمنان احیاناً اتفاق مى‏افتد مورد نظرى عمیق قرار داده كه مؤمنانى دیگر در سراسر جهان كه داخل در این حوزه‏هاى كشتار و تنازع نیستند هرگز نباید بى‏تفاوت باشند، بلكه واجب است حتى‏الامكان میان این دو گروه را صلح برقرار كنند، و اگر امكان صلح هم نبود، در این صورت اگر یكى از این دو گروه متجاوز و ظالم است و دیگرى مورد تجاوز و مظلوم است بایستى با آن ظالمان كشتار كنند، كه اگر آرام گرفتند اینجا با عدالت و قسط میانشان صلح برقرار كنند وگرنه به پیكارشان- تا براندازى جنگ- علیه آنان ادامه دهند، این خود تاكتیكى است جنگى كه وظیفه مسلمانان تنها مبارزه و كشتار علیه مهاجمان غیر مسلمان نیست، بلكه در برابر مهاجمان مسلمان نیز چنان وظیفه‏اى را دارند.

اینجا «طائفتان» به معنى دو گروه مطرحند، پس چرا «اقتتلوا» كه جمع است بجاى «اقتتلا» ى تثنیه آمده؟ شاید جهتش این است كه گروه‏هاى متنازع مسلمان در اصل دو فرقه‏اند، ولیكن احیاناً هر كدام نیز به فرقه‏هایى گوناگون تقسیم مى‏شوند كه سایر مؤمنان وظیفه دارند این تنازع دو گانه و یا چند گانه را به گونه‏اى شایسته بر طرف سازند، و این خود رمزى است از براى وحدت جهانى دولت اسلامى كه مسلمانان همواره بایستى زیر پرچم یگانه و یك گونه لا اله الا اللَّه قرار گیرند و از تعدد دولت‏هاى اسلامى بپرهیزند، و یا اگر هم از تعددهایى ناگزیدند، این خود صورت جمهورى‏هاى اسلامى بر خط واحد اسلام و رهبرى شرعمداران عالیقدر اسلام و سیاستمداران ممتاز بگونه شورى‏ انجام گیرد، چنانكه در آخر كار نیز نویدهایى قرآنى از براى این حكم واحد اسلامى موجود است، در ثانى چنان كه در آیاتى مانند (66: 4) «قلوبكما» آمده تثنیه هم در ضمنِ جمع است، و این هر دو در مورد این جمع هماهنگ‏اند.

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: نکاتی اخلاقی از سوره ی حجرات (عدم بی تفاوتی مومنان در کشتار های میان مومنان)، منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی، اینجا كشتارهایى را كه در میان مؤمنان احیاناً اتفاق مى‏افتد مورد نظرى عمیق قرار داده كه مؤمنانى دیگر در سراسر جهان كه داخل در این حوزه‏هاى كشتار و تنازع نیستند هرگز نباید بى‏تفاوت باشند، بلكه واجب است حتى‏الامكان میان این دو گروه را صلح برقرار كنند، و اگر امكان صلح هم نبود، در این صورت اگر یكى از این دو گروه متجاوز و ظالم است و دیگرى مورد تجاوز و مظلوم است بایستى با آن ظالمان كشتار كنند، كه اگر آرام گرفتند اینجا با عدالت و قسط میانشان صلح بر،  
[ 1391/10/7 ] [ 10:27 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

5dd7baef66fb143829d9e9266

این نکات هم در رابطه با این آیه خواندنیست

فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ۚ ذَٰلِكَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَٰكِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ...(محمد : 4)

پس چون با کسانی که کفر ورزیده‌اند برخورد کنید، پس (باید همتتان) زدن گردن‌هاشان و گردن‌کشانشان (باشد) تا هنگامی که آنان را (در کشتار) از پای درآوردید. پس (اسیران را) به شدت در بند کشید؛ در نتیجه یا (بر آنان) منّت نهید (و آزادشان کنید) و یا فدیه بگیرید (که عوضشان را از اسیرانتان بازپس گیرید) تا جنگ، سنگینی‌ها‌یش را فرونهد. این است (دستور خدا) و اگر خدا بخواهد، از ایشان انتقام می‌کشد، ولی (فرمان پیکار داد) تا برخی از شما را به وسیله‌ی برخی (دیگر) بیازماید

ضرب الرقاب" به میان آمده و اینجا اشاراتى چند است: زدن گردنها كه كشتنى است قطعى و از نظر تاكتیك جنگى تنها زخمى كردن دشمنان كافى نیست، كه براى ریشه كن كردن آنان گردنهاى این گردنكشان بایستى قطع گردد، و معنى دیگر رقاب از رقبه به معناى بندگى است كه این بندگان شیطان بایستى محو گردند، و در صورت اول چرا به جاى رئوس، رقاب آمده؟ نكته این است كه گویى اینها فاقد سرهاى انسانى مى‏باشند، چنانكه در آیه (8: 12) از آن تعبیر به" فوق الأعناق" شده به معنى بالاى گردنها، كه لفظ سر در این دو آیه نیامده، و نیز به معناى گردنكشان كفر است، زیرا در جنگ محور كشتار همانانند كه براى شكست دشمن نخست بایستى گردنكشان و سردمداران دشمن را نابود كرد.

این جریانها تا هنگام شكست قطعى آنان ادامه دارد كه گروهى كشته و گروهى فرارى و گروهى هم دستگیر شوند، و نسبت به گروه آخرین در صورت مصلحت جنگى آنان را به گونه‏اى مجانى آزاد كنند و یا با مصلحتى دیگر در برابر آزادیشان فدیه و بدلى دریافت كنند و این بدل اعم است از بدل مالى و مهمترش بدل شخصى است كه به جاى هر یك از دستگیر شدگان مسلمان كافرى را رها سازند و بالاخره همه و همه این تاكتیكهاى جنگى بر مبناى نظرات رئیس كل قوا و فرماندار جنگ است كه در صورت عدم عصمتش بایستى با كاردانى و مشورت انجام گیرد.

در هر صورت اگر خدا بخواهد بدون جنگ و بدون تاكتیكهاى جنگى كفار را مغلوب مى‏سازد، ولكن" لیبلو بعضكم ببعض" كه بایستى در این برخوردها كه آزمونى است بزرگ آزموده شوید، و سنت اسباب و مسببات همچنان برقرار است، جز در مواردى استثنایى مانند پیروزى مسلمانان در جنگ بدر و فتح مكه.

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی



طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی، نکات جالب و خواندنی از قران ( شماره 32 )، ضرب الرقاب" به میان آمده و اینجا اشاراتى چند است: زدن گردنها كه كشتنى است قطعى و از نظر تاكتیك جنگى تنها زخمى كردن دشمنان كافى نیست، كه براى ریشه كن كردن آنان گردنهاى این گردنكشان بایستى قطع گردد، و معنى دیگر رقاب از رقبه به معناى بندگى است كه این بندگان شیطان بایستى محو گردند، و در صورت اول چرا به جاى رئوس، رقاب آمده؟ نكت،  
[ 1391/09/24 ] [ 09:42 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

Quran-Karim.jpg

آیا می دانید روایاتى از قبیل این كه اگر مسلمانى چهل حدیث را نگهبان شود خدا او را از عالمان محشور فرماید،- بر خلاف معروف در بین شرعمداران- در انحصار روایت نیست؟

تِلْكَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْكَ بِالْحَقِّ ۖ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآیَاتِهِ یُؤْمِنُونَ(جاثیة : 6)

این‌هاست نشانه‌های خدا. به حق آنها را بر تو می‌خوانیم، پس بعد از خدا و نشانه‌هایش به کدام حدیث [:تازه‌ای] خواهند گروید؟

لفظ «حدیث كه نسبت به خدا و آیات خدا یاد شده است، «حدیث» را از انحصار روایات بیرون آورده و در كل به معناى وجود جریانى تازه است، چنانكه‏آیات قرآن تازه و بى‏سابقه است، و خداى سبحان نیز براى ناخدایان و مشركان نیز تازه است، بر این مبنا روایاتى از قبیل این كه اگر مسلمانى چهل حدیث را نگهبان شود خدا او را از عالمان محشور فرماید،- بر خلاف معروف در بین شرعمداران- در انحصار روایت نیست، بر این مبنا این چهل حدیث، نخست شامل حضرت حق سبحانه و تعالی است كه چهل جنبه‏اى از الهیات و ربانیات حضرتش را حفظ كند، و راجع به قرآن نیز چهل آیه است- كه مبناى الهیات مى‏باشند- و بر حسب قداست عدد چهل، برترین، مهمترین و ضرورى‏ترین آیات قرآن مقصود است، و سپس احادیث روایتى اصلى در جنبه‏هاى بسیار هم عقیدتى و فرعى روایت شده از معصومان علیهم السلام مقصود است.

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی

 




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی،  
[ 1391/09/17 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

199289_157077754353697_44

آیا این که در آیه ی (56 دخان )آمده بهشتیان جز یک مرگ را تجربه نمی کنند عمومیت دارد یا اینکه قابل تخصیص است:

لَا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَىٰ ۖ وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ

در آنجا جز مرگِ نخستین، مرگی نخواهند چشید، و (خدا) آنها را از عذاب دوزخ نگاه داشته است

اینكه بهشتیان، در بهشت هرگز مرگ به سراغشان نمى‏آید و تنها همان مرگ نخستین است، از این رو اگر گفته شود: رجعت كنندگان پس از مرگشان و نیز زندگى پس از مرگ رستاخیز در جمع خود بیش از یك مرگ است، پاسخ این است كه مرگ دوم دنیوى براى رجعت كنندگان مرگى ویژه است و شامل همه بهشتیان نیست، و مرگ در قیامت پیش از زندگى اخروى تنها بیهوشى است آن هم به استثناى" من شاء اللَّه" و این بیهوشى گر چه از مرگ فروتر است ولى مرگ نیست زیرا حقیقت مرگ جدائى روح از بدن اصلى است، و در مرگ اخروى (بیهوشى) كه پیش از زنده شدن‏ همگان است روح هرگز از بدن برزخیش جدا نمى‏شود، بلكه به همان حالت به بدن دنیوى پیوند مى‏خورد، بنابراین گرچه از مرگ بیشتر است ولى به هر حال مرگ نیست، و این آیه كه درباره بهشتیان مرگ را در انحصار همان مرگ نخستین قرار داده خود به وجه عمومى است و منافاتى با استثناى مرگ بعد از رجعت ندارد.

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی

 




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی،  
[ 1391/09/17 ] [ 09:04 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

229101_168969563164516_39

منظور از آیاتی که زمین را میراث بهشتیان می داند چیست؟

وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِی أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (زخرف : 72)

و آن است همان بهشتی که به آنچه می‌کرده‌اید میراث یافتید

این میراث بهشت براى بهشتیان از سه بعد خارج نیست:

1- یا ارثى از خداست كه خدا هرگز ارث گذار نیست، نه مى‏میرد و نه بهشتى است.

2- ارث به عنوان پاداش بهشتیان است این هم كه از ارث از دیگرى نیست زیرا این پاداش نتیجه اعمال خودشان و رحمت افزون ربانى است، بنابراین كه مى‏ماند قسمت سوم: كه جایگاه‏هایى كه براى جهنمیان- چنانكه براى بهشتیان- آماده شده بود، چون جهنمیان شایسته آن جایگاه‏ها نیستند، براى بهشتیان به گونه‏اى مضاعف است، نخست بهره شخصى خودشان و سپس بهره‏هایى كه براى جهنمیان مقرر شده بود و خودشان را از آن محروم ساخته‏اند آن هم براى بهشتیان است، كه یكى از معانى «جنتین» هم همین است. و معناى دیگرش چنانكه در آیه (55: 46) آمده بهشت معنوى و مادى است كه براى ارواحشان بهشت روحانى و براى بدن‏هاشان بهشت جسمانى است.

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی،  
[ 1391/09/17 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

247584_171849149543224_63

اشاره به آیاتی از قران که حرکت زمین را ثابت می کند(معت علمی قران)

الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِیهَا سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ(زخرف :10)

کسی که زمین را برای شما گهواره‌ای گردانید، و برای شما در آن راه‌هایی هموار نهاد؛ شاید راه یابید.

 و آیه دهم- كه زمین را مهد و گهواره معرفى كرده- از آیات حركات هنجار و آرام بخش زمین است، چنانكه گهواره نیز براى اطفال در عین حركاتش موجب آرامش مى‏باشد، پس زمین چنانكه در این آیه و آیه (طه: 53) گهواره است، و در آیه (نبأ: 78) مهاد و گهواره‏وار، و در (ملك: 68) ذلول است. بدین معنى كه بعد از چموشى‏اش در حركات ناهنجارش رام گشته، و بر حسب آیه (6: 79) «راجفة» است كه به معناى لرزان مى‏باشد، و در آیه (40: 64) قرار است كه از «قرْ» به معناى سردى است كه پیش از آن بسیار داغ و داراى حركاتى ناهنجار بوده و سپس تا اندازه‏اى به سردى گراییده و در اثر همین سردى هم حركاتش كمتر و آرام گشته، و نیز بر حسب آیه (77: 25) «كفات» است:" الم نجعل الارض كفاتاً. احیاءً و امواتاً" كفات هم در اصل پرنده‏اى سریع السیر است كه با سرعت سیرش در حالت جمع كردن بالهایش خود را نگهبان است، ولى زمین" كفاتاً. احیائاً و امواتاً" مى‏باشد كه در این حركت هم نگهبان خود است و هم سرنشینان مرده و زنده‏اش كه بیانگر نیروى جاذبه است.

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی،  
[ 1391/09/17 ] [ 09:01 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

97be83936793352fad35807f0

مشورت و حل اختلافات

وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ

و کسانی که (ندای) پروردگارشان را پاسخ مثبت داده و نماز بر پا داشته و کارشان در میانشان مشورت است و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند(42:38)

.

.

شورى از (شارا العسل) است كه بیرون كردن عسل خالص است از جایگاهش كه احیاناً آمیزه‏اى از عسل و غیر آن است. بر این مبنا خلاصه و حاصل رأى اسلامى در موارد نیاز، هم چون عسلى است كه به گونه‏اى خالص از جایگاه‏هاى گونانگون برگرفته مى‏شود. اختلاف آراء و نظرات مؤمنان نیز كه حداقل میان كامل و كاملتر است، در صورت مشورت و هم فكرى بر مبناى عقل ایمانى و به ویژه قرآن و سنت قطعیه، برطرف مى‏گردد و رأیشان یگانه مى‏شود و اگر هم، هم رأى نبودند اكثریت قاطع از مؤمنین دانا و برازنده محور كلّى خواهد بود. و حال این «امرهم» چیست؟

آیا امر شخصى است یا مهم‏تر یعنى امر اجتماعى است، اجتماعى كوچك یا اجتماعى بزرگ اسلامى؟ پاسخ این است: كه «هم» كه تمامى مؤمنان را در بر دارد، امر یعنى كارشان را چه از نظر علمى و عقیدتى و عملى و چه فردى و اجتماعى كلیت مى‏دهد. بر این مبنا مثلث «امرهم» این جا مراد است به ویژه امر فتوى در بعد مرجعیت تقلید و هم چنان امر سیاست در بعد انتخاب زمامداران. كه هر دو امر مخصوص ویژگانى از مؤمنانى بسیار دانا در امورى مشورتى مى‏باشد.

و چنان كه گفتیم این مشورت در امور بدیهى همگانى نیست بلكه درامورى است كه همین مؤمنان در آن اختلافاتى دارند كه براى هر فرد قابل تكمیل صددرصد رأى نیست بلكه این عقول ایمانى جمعى است كه رأى شایسته فرد را با افزون كردن آراء دیگر شایستگان، یا وحدت مى‏بخشد و یا با اختلافاتى كم، اكثریت آراء را محور پیروى مسلمانان قرار مى‏دهد. چنان كه در اشاره آیاتى و در نصّ روایاتى وارد است، حتى خدا با مؤمنان اعم از رسولان و غیرشان احیاناً مشورت مى‏كند كه تبعاً این مشورت ربانى براى تشجیع آنان است كه در صورت خطایشان رهبرى شوند، و در صورت نقص كامل گردند كه تنها وحى الهى در كل جریانات مورد پیروى مؤمنان است و بس.

مثلًا در درجه نخستین، شورى مؤمنان با یكدیگر مشورت با رسول گرامى و امامان معصوم است و در غیاب این بزرگواران مشورت با نصوص و ظواهر قرآن است كه این مشورت نخست یا فردى است كه آیات قرآن را بتدون هیچ گونه تحمیلى بفهمد و سپس مشورت با قرآن مداران مى‏باشد كه اگررأى شخصى نقصانى داشته باشد این نقصان نیز برطرف شود و بر محور آیاتى مانند" و اعتمصوا بحبل اللَّه جمیع الحمد لله و لا تفرقوا"- و نه حبلی اللَّه و حبال اللَّه- تمهید لكه تنها قرآن است و چنان كه خدا یكى است وحى ربانى آخرین نیز یكى است. در اینجا عصمت گرفتن به وسیله قرآن براى تمامى مؤمنان عصمت گرفتن علمى است و در بعد عصمت علمى مانند سایر عصمت‏ها كه ویژه معصومان است این عصمت وحدت دارد تا از وحشت و معركه آراء گوناگون عالمان كه مسندشان ادله‏اى دیگر بجز از قرآن است، و یا تحمیلاتى دانسته و یا نادانسته بر قرآن میكنند، دور شوند. بر این مبنا، شور مؤمنان، هم در امور شخصى و هم در اجتماعاتى ایمانى و هم در كل مؤمنان، در امور اختلافى، آنان را از اختلافات و نارسى‏ها نجات مى‏دهد و آنان را چه درامور شرعى مانند عقاید و احكام و چه در سیاست شرعى راه گشاست.

میان علم و تقوا در كسانى كه بایستى مشورت كنند به ویژه در مشورت‏هاى عام‏البلوى‏ و گسترده جایگاه تقوا برتر و رفیع‏تر از جایگاه علم است. بنابراین، اگر شور كنندگان همگانى عالم و با تقوا باشند، عالم متقى‏تر برتر است از عالمى كه داراى تقواى كمتر است، حتى اگر علم عالم با تقواتر كمتر از علم عالم دیگر كه تقوایش كمتر است، باشد. چنان كه در باب اجتهاد در تقلید مفصلًا بحث كردیم.

در مورد اختلاف نظرها پس از شورى، رأى اكثریت باید مورد تبعیت قرار گیرد لیكن این اكثریت، اكثریت عالم‏ترین و با تقواترین افراد است و نه اكثریت عددى، چنان كه در آیاتى چند «1» اكثریت مطلق و بدون شرط را محكوم كرده است. چنان كه اگر یك نفر معصوم رأیى دهد و تمام جهانیان با او اختلاف كنند، تنها مبنا، رأى آن معصوم است. و در علماء و متقیان دیگر نیز همین مبنا رعایت مى‏شد.

اصولًا و به ویژه در امور اجتماعى- چه فقهى و چه سیاسى- مشورت با ناشایستگان هر گز درست نیست بلكه مشورت‏ها مى‏بایست با شایستگان و صالحان مرتبط با مطلب مورد شور باشد. براى مثال درانتخاب مرجع تقلید، تنها این فقیهان عادلند كه رأى اكثرشان مطاع است و نه اكثر مردم. در مجلس شوراى اسلامى نیز كسانى مى‏توانند نماینده باشند كه رأى دهندگان به آنان دانشى و بینشى ممتاز داشته باشند و نه صرفاً افرادى كه اكثریت عددى را به خود اختصاص داده‏اند.

براى مثال در تعیین وزرا، آگاهان و دانیان به وظیفه و شغل آن فرد وزیر و سیاست‏مداران بر مبناى ایمان بایستى رأى دهند مثلًا در تعیین وزیر بهداشت هرگز رأى اكثریت مطلق- تا چه رسد رأى یك یا چند نفر- كافى نیست كه مثلًا پرستاران و دانشجویان پزشكى به اضافه دیگر نادانان و ناشایستگان این امر اگر رأى دهند این جا اكثریت هرگز متبع نیست. بلكه اكثریت آراء پزشكان و سپس پرستاران و دانشجویان پزشكى فقط معیار است و بس. اصولًا در هر شورى اكثریت علم و تقوا دانش و بینش و كاردانى معیار است گرچه این افراد از نظر تعداد قلیل باشند و طرف مقابل آنها داراى اكثریت عددى.

______________________________

 (1)

. 187: 7، 243: 2، 17: 11، 37: 6، 111: 6، 36: 10، 106: 12، 102: 7، 87: 43، 89: 17، 116: 6، 102: 7

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی،  
[ 1391/09/17 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

j6wh2o5gls2dogzmk69y.jpg

اشاره ی قران به وجود انسان های فضایی و آسمانی

وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِنْ دَابَّةٍ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا یَشَاءُ قَدِیرٌ

و از نشانه‌های (ربوبیتِ) اوست آفرینش آسمان‌ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دو پراکند و او هرگاه می‌خواهد بر گردآوردنِ (عاقلان)شان بسی تواناست.(شوری : 29)

این آیه بیانگر حقیقتى است كه در زمان نزولش هرگز معلوم نبوده و پس از آن هم تا كنون تنها بخشى از آن با ترقیات و اكتشافات روز افزون علم بشرى معلوم شده است زیرا" بثّ فیهما من دابّة" تمام جهان را از زمین و آسمان، جایگاه جنبدگانى دانسته است كه این جنبدنگان بر حسب" على جمعهم" انسانها را نیز در بر مى‏گیرد. براین مبنا چنانكه در زمین ما انسان‏ها و جنیان با سایر جانداران وجود دارد، در آسمانها و زمین‏هاى آسمانى نیز چنان موجوداتى وجود دارند كه علم با پیشروى خود تنها وجود آب و گیاهانى در آسمان‏ها را (مانند زمین) كشف كرده است آن هم بوسیله تلسكوپ‏ها و كیهان پیماها ولى هنوز به دوّاب و جنبندگانى آسمانى كه انسان نیز جزو آنهاست پى نبرده است.

این" بث فیهما" دلیل است بر آفرینش یكجاى این موجودات در مكان و زمان نامعلوم كه از همان جا اینها را در آسمان‏ها و زمین پراكنده ساخته سپس" و هو على جمعهم اذا یشاء قدیر" كه این هم نخست عاقلانند و در حاشیه آنان سایر جنبندگان و این"هو علی جمعهم اذا یشاء قدیر" جمع این دو را كه آسمانیها و زمین‏ها باشند، به ویژه انسان‏ها را، در آینده بامشیّت ربانى محقق ساخته و این خود اشاره‏اى است كه حتى در عالم تكلیف پیش از برزخ و قیامت انسان هایى زمین با انسان هایى آسمانى تبعاً با كیهان پیماهایى طرفینى برخورد مى‏كنند و چون انسان‏ها كلًا (بر حسب آیاتى چند) بر تمامى جانداران برترى دارند، روى این اصل مى‏توان گفت كه این ملاقات طریفین نه تنها در زمین و نه تنها در جایگاه آسمانى بلكه در این میان تحقق خواهد یافت اگر چه سفرهاى دو طرفه این دو را به جایگاه‏هاى یكدیگر هرگز نفى نمى‏كنیم. در حقیقت این آیه مباركه از چند جهت غیبى پرده برداشته است كه نخست مواد غذایى و آب و هوایى استنشاقى جانداران است در آسمان مانند زمین كه تبعاً مورد نیاز جانداران مى‏باشد و سپس جانداران به طور كلى با" و هو على جمعهم" به ویژه انسان‏ها و جنیان، در زمانى در آینده برطرف خواهد شد.

از آیاتى چند مانند" ان من امة الّا خلافیها ن مقدمه یر" به دست مى‏آید كه تمامى امت‏هاى عامل در میانشان رسالت هایى ربانى وجود دارد و بر مبناى آیه (12) سوره فصلّت" و اوحى فى كل سماء امرها" به دست مى‏آید كه وحى ربانى اضافه بر زمین‏ها، زمین‏ها و آسمانهاى دیگر را نیز در بر دارد، و لفظ عالمین كه در هفتاد و سه آیه قرآن یاد شده و جمع ذوى العقول است تمام عاقلان جهان هستى را در بر دارد. مثلًا سوره (33: 3) كه خدا آدم و نوح و ابراهیمیان و عمرانیان را بر جهانیان فضیلیت داد و نیز سوره (90: 6) كه این قرآن تنها براى یادآورى عالمیان است، و سوره (107: 21) كه‏ما جز رحمتى براى عالمین نفرستادیم، و سوره (10: 25) مبارك است كسى كه قرآن را براى بنده‏اش فرو فرستاد تا براى عالمیان نذیر و هشدار دهنده باشد. این قبیل آیات، رسالت وحى زمینى را نسبت به مكلفان زمینى شامل مكلفان آسمانى نیز خوانده است‏كه یا وحى آسمانى برداشه از وحى‏هاى زمینى است، و یا وحى‏هاى رسالتهاى دیگر هم داراست. كه در كل نمى‏توان پذیرفت كه مكلفان در انحصار این كره كوچك زمینى ما باشند بلكه وحى‏هاى رسالتى، كل مكلفان جهان را در بر دارد گرچه محور عمده‏اش زمین ما باشد. و در روایات ما نیز دلالت‏هاى فراوان بر وجود مكلفانى در آسمان‏ها و زمین‏هاى آسمانى هست مانند روایتى از حضرت على علیه السلام‏ «1» كه این ستارگان درخشانى كه در آسمان هستند در بردارنده شهرهاى متمدنى هستند همچون شهرهاى زمینى كه هر یك از آنها داراى دو استوانه نورانى مى‏باشند كه هر یك به اندازه دویست و پنجاه سال نورى‏اند. و در روایتى دیگر از امام صادق علیه السلام است‏ «2» كه در هر یك از آسمان‏هاى هفت گانه و میان آنها آفریدگانى بسیارند، و از رسول گرامى صلى الله علیه و آله است‏ «3» كه در شب معراج در آسمان هفتم میدانهایى هم چون میدانهاى زمین شما را دیدم، و نیز روایتى از امام صادق علیه السلام است كه خدا جایگاه‏هاى بسیار پاكى را آفریده و از جمله در پشت مغرب شما سى و نه مغرب است. شهرهایى كه خورشید در آنها طلوع و غروب مى‏كند و اینها پر از عاقلانى هستند كه از معرفت خدا و نعمت او بهره‏گیرى مى‏كنند كه هرگز آلوده به گناهى نیستند، و از امام باقر علیه السلام است كه پشت خورشید شما چهل خورشید دیگر است كه میان هر یك چهل سال فاصله است و در هر كدام آفریدگانى بسیارند كه نمى دانند خدا آدم را خلق كرده است یا نه و نیز پشت ماه شما چهل ماه وجود دارد و بین هر یك چهل سال راه است و در هر كدام آفریدگانى بسیارند كه بر خلق این انسان زمینى آگاهى ندارند. «4» و از این قبیل روایات بسیار است و در روایتى از ابن عباس در تأیید اصالت رسالت زمینى براى كل جهان آمده است كه هفت زمین در هر یك پیامبرى‏ همچون پیامبر شما و آدمى همچون آدم شما و نوحى همچون نوح شما و ابراهیم و موسى و عیسى هم چون ا تمهید راهیم، موسى و عیساى شماست. «1» كه این جا همانندى پیامبران آسمانى با پیامبران زمینى به دو معناست. یا بدین معنا كه رسالتهاى پیامبران زمینى شامل مكلفان آسمانى نیز هست و در حاشیه این حقیقت، محتمل است كه پیامبران آسمانى هم چون پیامبرانى زمینى در كار باشند لیكن آیاتى درباره رسالت‏هاى زمینى به ویژه رسالت ولى عزم كلى، خاتم النبیین صلى الله علیه و آله دلیل است بر این كه رسالت‏هاى مهم زمینى، مكلفان آسمانى را نیز در بر دارد. همان گونه كه مكه (ام القرى) است در آیه" لتن مقدمه ر به امّ القرى و من حولها" مكه معظمه قبله كل جهان تكلیف است، رسالت زمینى هم با احتمالى بسیار قوى محور رسالت‏هاى آسمانى نیز مى‏باشد. و بر حسب آیاتى چند، قیامت هم جهان شمول است كه كل مكلفان هم در شریعت وحى و هم در انفجار جهان به هنگام رستاخیز عالم و هم در حساب و جزا با یكدیگر مشترك‏اند.

مجدداً رجوع مى‏كنیم به جملاتى از آیات مربوطه:

این" و هو على جمعهم" جمع عاقلان است و این جمع در اختصاص قیامت نیست زیرا جمع قیامت حیوانات را نیز در بر دارد چنانكه مى‏فرماید:" وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ ۚ مَا فَرَّطْنَا فِی الْكِتَابِ مِنْ شَیْءٍ ۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ " (آیه 38 سوره انعام) این آیه جمع كلى حیوانات و انسان‏ها را از اختصاصات قیامت معرفى كرده كه این جمع نه در دنیاست و نه در برزخ. بنابراین" و هو على جمعهم" در آیه مورد بحث، جمع عاقلان است و نه كل حیوانات. بر این مبنا این جمع در آینده، به گونه‏اى خدا خواسته تحقق مى‏یابد.

___________________________

 (1). تفسیر على بن ابراهیم قمى‏

 (2). بحارالانوار

 (3). بحار، فخر رازى‏

 (4). تفسیر قمى‏

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی،  
[ 1391/09/17 ] [ 08:54 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

4________________.jpg

دو از آیات قران که تحریف نشدن قران را ثابت می کند :

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِیزٌ

کسانی که به این یادواره [:قرآن] - چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند (به کیفر خود می‌رسند). و به‌راستی آن کتابی است عزیز

----------------------------------------------------------------------------

لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنْزِیلٌ مِنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ

از پیش رویش و از پشت (سر)ش باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده‌ای پیاپی از حکیمی بس ستوده است.(41:42)

این دو آیه مباركه از ادله صریح برعدم تحریف قرآن است كه" انّه‏لكتابٌ عزیز" با تأكیدى چند عزّت و چیرگى قرآن را در بعد ثبوتى، اثبات كرده است. یعنى چنان كه خدا عزیز و چیره بر كل كائنات است قرآن نیز كه مهترین و آخرین كتاب وحى است، داراى عزّتى ربّانى است، و در بعد سلبى هیچ‏گونه باطلى از پس و پیش نسبت به او هرگز نمى‏آید بلكه كتاب‏هاى وحیانى پیشین تصریحاتى به عظمت و عزّت فوق‏العاده قرآن داشته‏اند و پس از قرآن نیز هیچ كتابى به باطل‏ سویش هرگز نیاید كه تمامى كتاب‏هاى آسمانى پیشین و كتاب‏هاى غیر وحیانى بر محور فطرت و عقل شایسته، به این عزت و عظمت تصریح كرده‏اند.

در این جا" لا یأتیه الباطل" آمده است و نه «مبطل» زیرا مبطل به معنى باطل كننده بسیار آمده و مى‏آید و لیكن هرگز ایجاد بطلان در قرآن نكرده است و نخواهد كرد. و نیز این" لا یأتیه الباطل" اعم است از بطلان درونى و برونى كه درونى‏اش تحریف است و برونى‏اش از میان بردن آن است. بنابراین چنانكه هیچ نفى و اثبات ناروایى نسبت به عزّت ربّانى زیانى وارد نمى‏كند، نسبت به قرآن هم كه ممتازترین وحى ابدى ربّانى است هرگز در هیچ جهتى از قرآن خللى وارد نمى‏كند و چنان كه ملحدان و مشركان و مانندشان از مؤمنان بیشترند ولى توان ایجاد خلل در ساحت مقدّس ربوبیت را ندارند، به همین وجه این نابخردان هرگز نیرویى براى وارد كردن خللى در قرآن ندارند.

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی،  
[ 1391/09/17 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

hugo2009100917051.jpg

آیا می دانید که ما با آیاتی از قران می توانیم اثبات کنیم که در برزخ شب و روز داریم وهمچنین برزخیان در برزخ می خوابند؟!

النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَعَشِیًّا ۖ وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ

(اینک هر) صبح و شام بر آتش نمایش داده می‌شوند و روزی که رستاخیز بر پا شود (فریاد می‌رسد که:) «فرعونیان را در سخت‌ترین (انواع) عذاب در آورید

بیانگز زندگى و آتش برزخى براى فرعونیان است، كه «حاق» احاطه فعلى عذابشان بهنگام غرق است، و" یعرضون علیها ..." عذاب برزخى است كه میانگین عذاب دنیا و آخرت است، زیرا در آخرت گیراندن آتش و دخول در آن است كه پیوسته در آن مىسوزند، ولى اینجا عرض بر آتش را در اختصاص صبح و شام دانسته، چنانكه آیات بهشت برزخ هم نسبت به اهل بهشت این مطلب را بیان مىكند، دلیل دیگر هم بر این زندگى و عذاب برزخى" غُدوّاً و عَیشاً" است زیرا در- قیامت چنانكه اشاره شد- هرگز براى عذاب و رحمت وقت معینى نیست و- چنانكه در آیه (36: 52) نیز آمده- در عالم برزخ برزخیان در اكثر اوقات خوابند بجز ویژگان كه به مقتضاى رحمت ربانى بیداریهاى رحمت افزاى آنان افزون است. و آخرین برهان بر این زندگى برزخى" یوم القیامة" است كه ال فرعون را پس از این عذاب در" اشدّ العذاب" قرار میدهد.

منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی

 




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: منبع : ترجمان فرقان آیت الله صادقی تهرانی،  
[ 1391/09/16 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلّم : بدأ الإسلام غریبا و سیعود غریباً فطوبی للغرباء
پیامبر خدا فرمود : اسلام (نهضت خود را) غریبانه آغاز کرد و به زودی غریب می شود پس خوشا به حال غریبان (که در حول محور قرآن در میان مردمان تنها هستند)
در این زمان که قران توسط دشمنان و مسلمانان جاهل به مهجوریت خود ادامه می دهد وظیفه ی عمومی است که مطالب نا گفته آن را با یاری خدای حکیم با تلاش بی وقفه انتشار دهیم و یک انقلاب عظیم قرآنی ایجاد کنیم.
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتان درباره ی این وبلاگ چیست؟




آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :