تبلیغات
حکیم الهی

حکیم الهی
بزرگترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی 


jtpv6tms3ywlktpe0yw8.jpg

امیدوار كنندهترین آیه قرآنى درباره پوشش ربانى نسبت به كل گناهان

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(زمر:53)

بگو: «ای بندگان من که بر زیان خودهاشان زیاده‌روی کرده‌‌اند! از رحمت خدا نومید مشوید. بی‌گمان خدا همه‌ی گناهان کوچک را می‌پوشاند. به‌راستی او، (هم)او پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است

این آیه امیدوار كنندهترین آیات قرآنى درباره پوشش ربانى نسبت به كل گناهان است درباره كسانیكه به زیان خودشان در گناهان اسراف كردهاند، كه اینجا نخست از اینان با لطفى افزون تعبیر به عبادى كرده، و سپس آنان را از رحمت بىدریغش به گونهاى لبریز و سرشار وعده داده كه هرگز ناامید نشوید، زیرا خدا پوشنده تمامى گناهان است.

و آیا این تمام گناهان افزون بر گناهان عملى از بزرگ و كوچكشان شامل گناهان عقیدتى در كل ابعاد كفر نیز مىشود؟

نسبت به پیش از مرگ و توبه حقیقى مثبت است و نسبت به پس از آن آیاتى دیگر مانند آیه: (4: 48) تنها شرك را استثنا زده و نسبت به بقیه گناهان در موارد مصلحت این غفران را شامل دانسته، و در هر صورت چنانكه در آیه بعدى است لازمه این بخشش و پوشش پس از مرگ انابه به سوى خدا و تسلیم در برابر او است كه در جمع شرط اصلى این پوشش كلى افزون بر توبه حقیقى اصلاح خود است كه نخست بازگشت به سوى خدا و سپس تسلیم در برابر او است، و نیز چنانكه در آیه 55 آمده پیروى از كتاب وحیانى ربانى است كه در شریعت آخرین همان قرآن است، و این خود برحسب آیه 57 هدایتى است ربانى پس از توبه و پیش از مرگ و علامات آن محقق است.

برگرفته از کتاب ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
[ 1391/08/30 ] [ 10:29 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

627227_rLTI1Tpb.jpg 

آیا می دانید همیشه علم بهتر از جهل نیست؟

...قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ...(زمر : 9)

بگو: «آیا کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟»

این پرسش كه آیا كسانیكه مىدانند با كسانیكه نمىدانند برابرند؟ اینجا درباره هر علمى نیست زیرا مثلًا علم گمراه كننده از عدمش هرگز بهتر نیست و اینجا جهل بر علم مقدم است، بلكه علم معرفةاللَّه است، كه بر هر علم و جهلى برتر است كه" ان اكرمكم عنداللَّه اتقاكم" (49: 13) تنها تقواى بیشتر میزان برترى است، و علمى كه خود اصل تقوى است همچون معرفةاللَّه و نیز علمى كه راهنماى تقوى و عهده دار عمل به آنست بر سایر علمها تقدم دارد، ولى علم دین كه بدون عمل باشد از جهل به آن فروتر است.

درباره علومى كه نفى و اثباتى نسبت به دین ندارند و داراى سود دنیوى مىباشند، پس از مرحله علم نخستین طبعاً از جهل به آن برتر است و احیاناً براى تحصیل معیشت واجب و براى توسعهاش مستحب است.

روى این اصل صرف علم به گونهاى مطلق از جهل مطلق برتر نیست، بلكه برترى علم و غیرعلم تنها در بعد تقوى است و بس.

مثلًا كسانى كه" یعلمون ظاهراً من الحیاة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون" (30: 7) كه علم منحصر به زندگى دنیا را مذموم دانسته زیرا پیامدش غفلت از رستاخیز است، اینجا جهل به دنیا كه این پیامد را ندارد از این علم برتر است.

شیطان از نظر علم دنیوى و بلكه علم خالى از تقواى اخروى از همگان- به جز معصومان و عالمان مادونشان- برتر است، و آیا این برترى او را از خداپرستان برتر مىكند؟

اینجا حقیقت معناى این حدیث نمودار است كه «ما عالمانیم و شیعیانمان متعلمان، و سایر مردمان خاشاك بر روى سیلابند یا ما عالمانیم، دشمنانمان جاهلان و شیعیانمان داراى مغز و اندیشهاند كه دانش غیر تقوى را كه خود موجب طغیان و گمراهى است به عنوان خاشاك و دشمنى با بیت رسالت و وحى دانسته.

در بعد نخستین علم كه علم بر مبناى تقوى است در خبر است كه «علم سه گونه است: كتاب، سنت و نمىدانم» و درباره علم خالى از دین و علم خالى از ضد دین چنین آمده كه «علم را گرچه در چین باشد جویا شوید» ولى علمى كه ضد تقوىاست از هر جهلى بدتر است. 

برگرفته از کتاب ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: محمد صادقی تهرانی، علم -جهل،  
[ 1391/08/30 ] [ 10:27 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

 n00000378-b.jpg

برحسب گفته شیطان تنها عباد مخلَصین- كه معصومانند- از اغواء شیطان در امانند، و آیا مادون آنان كه نخست عباد مخلِصین و عادلان مىباشند، و نیز مؤمنان غیر عادل با كافران، این هر سه از گمراه شدگان و در نتیجه از جهنمیاناند؟

 

قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ--إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (ص:80-81)

شیطان گفت: «پس به عزّتت سوگند (که) همگان را بی‌گمان بس گمراه می‌کنم

«مگر بندگان اخلاص‌یافته‌ات را

پاسخش در آیه 85 آمده كه" ممن تبعك منهم اجمعین" تنها پیروان شیطان را از جهنمیان دانسته زیرا (هم) در (منهم) همان غیر مخلَصیناند، و (من) كه براى تبعیض است، این معنى را به ما مى فهماند كه غیر مخَلصین در كل جهنمیان نیستند، بلكه تنها (من تبعك) یعنى پیروان مطلق شیطانند، و آیا عادلان كه مخلِصیناند پیروان شیطانند؟ و آیا مؤمنان غیر مخلِص كه زندگىشان بر مبناى ایمان است- گرچه عصیانهایى هم دارند- از پیروان شیطانند؟ هرگز! پیروان شیطان تنها كسانىاند كه حالت درونى و برونىشان كلًا یا اكثراً شیطانى است، ولى مؤمنانى كه در فروترین درجات ایمان هستند، اگر با همین ایمان جان بسپارند، اینان جزو پیروان شیطان نیستند، گرچه عذابهایى هم در صورت عدم شفاعت و عدم توبه شامل حالشان بشود، ولى در آخر كار روانه بهشت خواهند شد، چنانكه در سورهحجر آیه 39 و 40 همین جریان تكرار شده، كه تنها بندگان مخلَص از گمراهى شیطان نجات مىیابند، و این تهدید شیطان است لیكن این تهدید در آیه 42 است كه بر بندگان من هرگز سلطه كلى ندارى مگر پیروان گمراهت كه این (عبادى) كل بندگان خدا را در كل شامل است، چه مخلَصین چه مخلِصین، و چه مؤمنینى كه احیاناً فسق مىكنند، و تنها پیروان گمراه شیطان استثنا شدهاند، كه همان كافران مطلق و معاندند، و در آیاتى چند حتى یهودیان، نصرانیان و التقاطیان بشرط ایمان و عدم عناد از نجات یافتگانند:" ان الذین آمنو و الذین هاروا و النصارى و الصابئین من آمن باللَّه و الیوم و لآخر فلهم اجرهم" (2: 62).

و چنانكه بتفصیل گذشت اگر عنادى باحق نباشد، در صورت قصور و حتى تقصیر بدون عناد یهودیان و نصرانیان و حتى التقاطیانى كه ایمان و عمل صالحى دارند از نجات یافتگانند، و اصولًا جهنم تنها جاى معاندان است و دیگران بشرط ایمان و قصور، و حتى تقصیرى خالى از عناد- مانند غیر مكلفان- همه و همه از اهل بهشت خواهند بود.

منبع : ترجمان فرقان




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: شیطان، مخلصین، ترجمان فرقان،  
[ 1391/08/30 ] [ 10:25 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]


wcth1291881948.jpg 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْكًا لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

سلیمان گفت: «پروردگارم! پوششی برایم بنه و مُلکی به من ببخش که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد. به‌درستی تو (همین) تو بسی بخشنده‌ای.» [38:35]

بر حسب این آیه سلیمان از پروردگار سلطنتى بى نظیر خواست كه بعد از حضرتش براى احدى از سلاطین اتفاق نیفتد.و آیا این خود بُخلى است كه در جریان عزت و سلطنتش همچنان بىنظیر باشد؟ هرگز! زیرا این خود بر خلاف عصمت نبوت- و بلكه برخلاف ایمان- است، وانگهى اجابت این دعا از طرف حق خود نتیجهاى است بر حقانیتش.

اینجا همانند در خواست متقیان والامقام كه ما را پیشواى پرهیزكاران نِه (25: 74) حضرتش تنها تقاضاى والاترین سلطنت را در طول زمان كرده، و طبعاً این تقاضا با اجازه پروردگار بوده است، و این خود هرگز منافاتى با سلطه رسالتى سایر پیامبران بویژه حضرت مسیح علیه السلام و حضرت محمد صلى الله علیه و آله و نیز سلطه خلافت رسالت محمدى صلى الله علیه و آله بویژه نسبت به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و قائم آل محمد (عج) ندارد، زیرا این سلطهها هرگز حالت پادشاهى نداشتهاند، مثلًا حضرت ولى امر صلى الله علیه و آله- كه حكومتش جهان شمول است- زندگى ظاهریش همچون فقرا خواهد بود، كه هرگز حالت ظاهرى سلطنت را ندارد، و روى این اصل خواست سلیمان والاتر از مقامات این بزگوران نیست، بویژه آنكه خود حضرتش در كتاب وحیش (5: 16) پس از توصیفاتى بسیار والا از براى محبوب یگانهاش به زبان عبرانى گوید: (حِكُّو مَمْقّیِم و كُولُو مَحَمدیم زِه دوُدِى و زِه رعى بِنُتْ یِرُشْالام): دهانش شیرین است، و تمامش محمد است، این است محبوب من و این است یار من اى دختران اورشلیم.

و در جمع مقامات پسندیده ربانى دو گونه است، رسالت ربانى و سلطنت ربانى، و مورد درخواست سلیمان بالاترین رسالتها نبوده كه با رسالت دو ولى عزم عیسى علیه السلام و خاتم النبین صلى الله علیه و آله منافات داشته باشد، بلكه سلطنت در پرتو نبوتى دون ولایت عزم بوده است، و چنین جریانى هم در انحصار سلیمان علیه السلام بوده و هست.

برگرفته از کتاب ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی با اندکی تصرف




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: سلیمان، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و قائم آل محمد (عج، حضرت مسیح علیه السلام، حِكُّو مَمْقّیِم و كُولُو مَحَمدیم زِه دوُدِى و زِه رعى بِنُتْ یِرُشْالام،  
[ 1391/08/30 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]


 l9962_1_204.jpg

نسبت ناروای مسلمانان و اهل کتاب به سلیمان (ع)

 

وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ ۚ نِعْمَ الْعَبْدُ ۖ إِنَّهُ أَوَّابٌ

و سلیمان را به داوود بخشیدیم. چه نیکو بنده‌ای است. به‌راستی او (سوی آفریدگار) بسی رهسپار است.[ص:30]

--------------------------------------------------------------------------------

اذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الْجِیَادُ

چون شباهنگام، اسب‌های اصیل صف‌اندرصف برایش به نمایش گذارده شدند،[ص:31]

--------------------------------------------------------------------------------

فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّی حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ

پس (سلیمان) گفت: «من به‌راستی دوستی آن خیر [:اسب‌های جهاد] را دوست داشته‌ام [:برگزیده‌ام] (که) نشأت‌گرفته و برخاسته از یاد پروردگار من است. تا اینکه (آن اسبان) در پرده(ی شب) پنهان گشتند.»[ص:32]

--------------------------------------------------------------------------------

رُدُّوهَا عَلَیَّ ۖ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ

(گفت: ) «اسب‌ها را نزد من باز آورید.» پس شروع کرد به دست کشیدن بر ساق‌ها و گردن‌هایشان.[ص:33]

.

.

اینجا سخن از سلیمان است كه به عنوان بخششى ربانى براى داوود در آیات یازدهگانه 30 تا 40 از او سخن رفته است، در آغاز در مثلثى بس والا از او مدح شده:

1- چنانكه گذشت حضرتش هبهاى است ربانى «وهبنا» 2-" نعم العبد": چه بنده خوبى است و 3-" انه ا وَّاب" بَسى بسوى خدا بازگشت دارد، و در جمع سلیمان است كه به لغت عَبرَانى به معناى پر از سلامتى است، سپس جریان سان دیدن حضرتش به میان آمده، و این خود نمونهاى از نمونههاى این سه ویژگى ممتاز معنوى حضرتش نسبت به حضرت اقدس الهى است، كه در حال سلطنتش و سان دیدن قشون پُر اهمیتش، و نگریستن بهترین اسبهاى ورزیده جنگىاش، از خدا هرگز غافل نشد، بلكه بر حسب آیه 32 در حال سان دیدن همى گفت: من تنها بر مبناى یاد خدا" عن ذكر ربى" دوستدار این اسبان و این سان عظیم هستم، آن بدید و این بگفت، تا سیاهى شب در رسید، به مأمورانش گفت این اسبان را برگردانید تا مجدداً با دیدن آنها یاد خدا را تكرار كنم، و با محتبى بسیار دست به پاها و گردنهایشان كشید.

اینجا باید پرسید: كه آیا در این آیات هرگز بحثى از نماز و غروب خورشید بوده است؟ روایاتى جعلى چنین مىگوید كه جریان این سان دیدن حضرتش را بگونهاى از یاد خدا غافل كرد كه نماز عصرش را به فراموشى سپرد ( وبه گفته ی تورات نیز سلیمان برای هریک از هزار زن بت پرستش عبادتگاهی ساخت)، و چون دید خورشید غروب كرده به مأمورانش گفت: خورشید را برگردانید تا نماز عصرم را بجاى آورم! این روایات و این یاوه سرائىها را روى این مبنا دارند كه جریان جعلى دیگرى را راجع به امیرالمؤمنین علیه السلام باثبات رسانند، چنانكه در بابى مستقل مشتمل بر 22 روایت در بحاراالانوار آمده است، كه حضرتش به عللى واهى! نماز عصر را ترك گفت تا خورشید غروب كرد، سپس خدا خورشید را برگرداند تا نماز عصر قضا شده اداء گردد، و چنانكه در كتابغوصٌ فى البحاراورهایم این جریان را با ده دلیل رد كردهایم از جمله اینكه آیا با برگشتن خورشید- اضافه بر پیامد انفجار جهان و قیامت- كائنات آیا زمان گذشته بر مىگردد؟!!!

وانگهى اگر حضرتش بحساب سان دیدن یاد خدا را فراموش كرده كه این خود گناهى بزرگ است، آیا در اینصورت شایسته است كه در گذشته و آینده این جریان مورد عنایت ویژه پروردگار ندارد گذشتهاش اینكه حضرتش از بخششهاى ویژه ربانى به داوود بوده، و چه بسیار بنده خوبى است و آیندهاش قدرت فزاینده سلطنت و تسخیر بادها و به خدمت گرفتن شیاطین است.

و نیز اینكه فرمود: آنها را به من باز گردانید، اینها اگر خورشید بوده است- و اینان هم توان برگشت دادن خورشید را داشتهاند؟- سپس چگونه در این بازگشت دست به پاها و گردنهاشان كشید، آیا براى خورشید فرودگاه زمینى است، و نیز مانند اسبان گردنها و پاها دارد؟ و بالاخره این خرافهاى است از خرافات كه ساحت قدس دو معصوم و الامقام بویژه امام على علیه السلام را به انحراف آلوده ساخته، و جریان سلیمان را با این تحمیل زشت و نابسامان در این آیه راهگشاى همانندش به على علیه السلام كرده است.

برگرفته از کتاب ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی با اندکی تصرف




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: مسلمانان - اهل کتاب - سلیمان (ع)، غروب خورشید، على علیه السلام، خرافات، اسب‌های اصیل، آیت الله محمد صادقی تهرانی،  
[ 1391/08/30 ] [ 09:57 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

v6829_603962_5428180457325.jpg

هر وقت که در قران می خوانیم که خدا مردگان را زنده می کند تنها زنده کردن مردگان در آخرت به ذهنمان می رسد ولی این یک تصور کامل نیست چرا؟

 

«إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَىٰ ...» (یس : 12)

«آری! همین ماییم که همواره مردگان را زنده می‌کنیم ...»

در این آیه إحیاى مردگان در انحصار حضرت رحمان سبحانه و تعالی قرار گرفته و این خود داراى ابعادى گوناگون است كه گام نخستینش زنده كردن جنین است، سپس احیاناً زنده كردن گروهى از رجعت كنندگان است در دولت جهانشمول مهدوى علیه السلام و در آخر كار زنده كردن تمامى مردگان است پس از بىهوش كردنشان در برزخ، چنانچه دو آیه صعقه و فزع خود برهانى است روشن بر بىهوشى زندگان در پایان برزخ كه پس از آن رستاخیز و زنده شدن همگان است.

برگرفته از کتاب ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
برچسب ها: برزخ، رجعت، آیت الله محمد صادقی تهرانی، ترجمان فرقان،  
[ 1391/08/23 ] [ 02:21 ب.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

u5293_brahma.jpg

ابراهیم (ع) زمانی که تصمیم به شکستن بتان داشت وقتی مشرکین از او خواستند تا با او به بیرون شهر برای جشن بروند ابراهیم (ع) با آنکه از لحاظ جسمی بیمار نبود در جواب گفت : من بیمارم . آیا ابراهیم (ع) دروغ گفته است؟

 

فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ - فَقَالَ إِنِّی سَقِیمٌ - فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ (صافات : 88 تا 90)

پس (آن‌گاه) نظری (ظاهری) در ستارگان افکند.پس گفت: «من به‌راستی بیمارم!»-پس پشت‌کنان از او روی برتافتند!

در جریان رهسپار شدن نمرودیان به بیرون شهر براى برگذارى عیدشان كه طبعاً ابراهیم علیه السلام هم بایستى به همراهشان روان گردد- حضرتش به دو منظورِ:- عدم شركت با آنان و نیز شكستن بتان در غیابشان- چارهاى بَس لطیف اندیشید، زیرا در انتظار چنین موقعیتى بود كه بتها را یكسره سرنگون سازد، چنانكه در آیه (21: 57) به آنان فرمود: به خدا سوگند پس از آنكه شهر را ترك گوئید بتهاتان را زیر و زبر خواهم كرد، اكنون این فرصت بدستش آمده و آیا چه كند كه با آنان رهسپار نگردد، اینجا چنانكه در آیات بعدى آمده توریهوار به ستارگان نظرى افكند و آنگاه به اینان گفت: من بسیار بیمارم، و با عذر بیمارى آنان را ترك گفت.

و آیا بیمارى با نگرش در ستارگان چه ارتباطى دارد؟ پاسخ این است كه اینان از ستاره پرستان بودند، و ابراهیم با هماهنگى ظاهرى كه گوئى ستارگان را مانند اینان خدایانى پنداشته، با این نگرش در برابرشان پیامد بیمارى را براى خود ادعا كرد.

اما ابراهیم كه بیمار نبود، و آیا اینجا دروغى مصلحتآمیز گفت؟ هرگز! بلكه توریه نمود، بدین معنى كه ظاهر سخنش بیمارى تن است ولى قصدش از بیمارى، بیمارى روح و وجدان توحیدىاش بوده كه با این همه دعوت روشن به توحید ربانى چگونه اینان همچنان بر گمراهى شرك استوارند، و همچنین همانند این توریه كه مقصود از بیمارى مرگ مىباشد كه من همى خواهم مرد، یا بالاخره در آیندهاى بیمار خواهم شد.

برگرفته از کتاب ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
[ 1391/08/23 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

d637_Galah.jpg

بر حسب آیه ی 107 سوره ی صافات اسماعیل در عوض یک قربانی بزرگ از کشته شدن آزاده شده است . آن قربانی بزرگ چه بوده است؟

 

«وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» (صافات : 107)

«و اسماعیل را در ازای کشتنِ [:قربانیِ] بزرگی رهانیدیم

بجاى كشتن اسماعیل قربانى دیگرى به میان آمد كه اینجا" ذبح عظیم" خوانده شده، و آیا- چنانكه در روایاتى آمده- این ذبح عظیم- كه بجاى ذبح اسماعیل بوده- درباره حضرت حسین بن على علیه السلام است؟ هرگز! زیرا اولًا ذبح حضرتش به فرمان ربانى نبوده، وانگهى حضرت حسین بن على علیه السلام بسیار برتر و والاتر از اسماعیل علیه السلام است، پس چگونه بجاى او فدا و ذبح مىگردد؟! یا مقصود گوسفندى بوده كه بجاى حضرتش فدا و قربانى شده؟ ولى این هم كه عظیم نیست.

اسماعیل كجا و گوسفندى كجا كه به هر مبناسبتى ذبح مىشود، بلكه در این میان مىتوان گفت: این ذبح عظیم استمرار و تداوم قربانىهاى حج براى خداست در منى و غیر آن كه بسى از نظر ظاهر و باطن پر معناست. ظاهرش سیر كردن گرسنگانى از میهمانان درمانده خداست، و نیز نگریستن سیلهاى خون در این میان كه قربانى كنندگان با دیدن این سیل خون در راه خدا از خون دادن و خونریزى در راه او هرگز نهراسند، و معناى معنوى دو مینش این است كه خدایا من خود را در راه تو آماده كشته شدن كردهام، كه همه چیزم را در راهت فدا كنم، چنانكه ابراهیم اینگونه مأموریت یافت، ولى چنانكه جریان ابراهیم خود امتحانى عمیق بود و نه كشتن اسماعیل، من هم بجاى خودكشى در راهت كه در شریعت تو ممنوع است- آنچه در امكان دارم از حیوانات حلال گوشت در راه تو ذبح مىكنم كه در جمع قربانیها در این مثلث ذبح عظیم است، البته بزرگتر از ذبح امتحانى اسماعیل نیست، بلكهاستمرارهایى با عظمت است كه در طول خط تكلیف این قربانى حلال در بُعد اخیرش به چهره ذبح حیواناتى حلال گوشت صورت گیرد، و در ابعادى قوىتر جهات معنوى این قربانى مراعات شود، و بالاخره در نقطه آخرینش در جهاد فى سبیل اللَّه براى جانبازى در راه خدا آماده شود.

 

برگرفته از کتاب ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
[ 1391/08/23 ] [ 02:17 ب.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

q4913_1_quran.jpg

 چرا خدا قران را مبین (روشنگر) و تورات را مستبین(روشنی خواه) می نامد؟

 

وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَارُونَ ...وَآتَیْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِینَ (صافات :114 تا 117)

«و به‌راستی بر موسی و هارون بسی منّت نهادیم...و آن دو را کتاب روشنی‌خواه دادیم

این كتاب مستبین- و نه مبین- كه مقصود تورات موسى است فرقش با كتاب مبین كه قرآن است چیست؟ پاسخ اینست كه كتاب مبین (روشنگر) خود بیانگر وحیانی بودنش است یعنی قران به تنهایی ثابت می کند که از طرف الله نازل شده است ولى كتاب مستبین (روشنی خواه) كه گرفتهاى از وحى است ممكن است خود بیانگر وحیانى بودن خودش نباشد، چنانكه تورات در حال عدم تحریفش مبین وحیانى نبود یعنی ثابت نمی کرد که این کتاب از طرف خدا است و برای اینکه ثابت شود که وحیانی است باید حضرت موسی معجزاتی انجام می داد تا مردم به تورات ایمان بیاورند، تا چه رسد به پس از تحریفش بدین معنى كه كل كتابهاى وحیانى مستبیناند و نه مبین و بیانگر وحى، و تنها بیانگر وحیانى بودنشان نشانههاى ربانى رسالتى است مانند معجزات موسى علیه السلام ولى قرآن خود فرفان است و افزون بر وحیانى بودنش، به خودى خود بیانگر و حیانى بودن خود مىباشد.

 

برگرفته از کتاب ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی با اندکی تصرف




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
[ 1391/08/23 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]

 

s2118_1_193.jpg

آیا آیه 130 صافات سلام بر پیامبری به نام اِلیاسین است یا سلامی بر آل یاسین (آل محمد «ص» ) است؟

 

سَلَامٌ عَلَىٰ إِلْ یَاسِینَ - إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ - إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ (صافات : 130 تا 132)

درودی (ربانی) بر اِل یاسین - ما بی‌گمان نیکوکاران را اینگونه پاداش می‌دهیم - به‌راستی او از بندگان باایمان ماست

آیا چنانكه در روایاتى آمده اینجا آل یاسین جمع است با آنكه الیاسین مفرد است ؟ چون در آیه (132) «انه» ضمیر مفرد آمده است پس مرجعش همین الیاسین است که مفرد است نه آل یاسین که جمع است، و اگر لفظ آل یاسین بود باید «انهم» بود، این بعد لفظى، در بعُد معنوى هم درست است كه مقام آل یاسین (آل محمد) پس از خود حضرت یاسین (حضرت محمد) از تمامى پیامبران والاتر است و شایسته سلام بالاتر مىباشند، ولى اینجا نسبت به خود یاسین هم سلامى نیامده، با آنكه همو محور اصلى سلام ربانى است، وانگهى یاسین چنانكه در آغاز سوره «یس» گذشت خود خطابى است به رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله بدین معنى كه" یا سید المرسین (ای آقای فرستاده شدگان)، یا سامع الوحى" (ای شنونده وحی)و روى این اصل اگر هم سلامى بر آل حضرتش باشد عبارت صحیحش در تصریحش (سلامٌ على آل محمد) است و در رمزش كه اینجا جایش نیست" آل یاسین" است نه «الیاسین».

در هر صورت اینجا آل یاسین بجاى الیاسین برخلاف نصّ لفظى و معنوى قرآن است.

در اینصورت الیاسین هم- مانند سایر پیامبران كه اینجا بر آنان سلام یاد شده از پیامبران شایسته سلام است، چه او را بشناسیم و یا نشناسیم.

 

برگرفته از کتاب ترجمان فرقان نوشته آیت الله محمد صادقی تهرانی با اندکی تصرف




طبقه بندی: نکات جالب و خواندنی از قران، 
[ 1391/08/23 ] [ 02:04 ب.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلّم : بدأ الإسلام غریبا و سیعود غریباً فطوبی للغرباء
پیامبر خدا فرمود : اسلام (نهضت خود را) غریبانه آغاز کرد و به زودی غریب می شود پس خوشا به حال غریبان (که در حول محور قرآن در میان مردمان تنها هستند)
در این زمان که قران توسط دشمنان و مسلمانان جاهل به مهجوریت خود ادامه می دهد وظیفه ی عمومی است که مطالب نا گفته آن را با یاری خدای حکیم با تلاش بی وقفه انتشار دهیم و یک انقلاب عظیم قرآنی ایجاد کنیم.
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتان درباره ی این وبلاگ چیست؟




آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :