تبلیغات
حکیم الهی

حکیم الهی
بزرگترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی 


وضوی اسلامی

از دیدگاه کتاب و سنت

(قسمت دوم)

قسمت قبلی: وضوی آسان قرآنی قسمت اول

Download : فایل PDF قسمت اول

Download : فایل PDF قسمت دوم و پایانی

در قسمت اول به نحوه شستن دست ها و صورت در وضو بر مبنای قرآن پرداختیم.

پیشنهاد می کنیم که برای درک بهتر و لازم این قسمت ، قسمت قبلی را دوباره مطالعه کنید.

اکنون به دو سوال بعدی در زمینه وضو می پردازیم که :

3.     مسح سر چگونه است؟ آیا باید سر را شست {نظر علمای اهل سنت} یا بعضی از سر را مسح کرد {نظر علمای شیعه}؟

4.     آیا در وضو باید پاها را شست یا مسح کرد؟ در صورتی که مسح پا واجب باشد باید کل پا را مسح کرد یا مسح بعضی از پا نیز جائز است؟


پاسخ پرسش سوم :

در آغاز آیه وضو را مرور می کنیم سپس بحث را پی می گیریم : (فاغسلوا وجوهکم و أیدیکم إلی المرافق و إمسحوا برؤوسکم و أرجلَکم إلی الکعبین)

ابتدا باید درباره فعل متعدی توضیحی بدهیم : فعل متعدی فعلیست که بر واقع شدن چیزی (فعل) توسط فاعل بر چیز دیگر (مفعول) وضع شده است { مفعول کلمه ایست که در جواب چه کسی یا چه چیزی واقع می شود مثل «حسن» در جمله : علی حسن را زد} ؛

فعل متعدی نیز بر دو گونه است :

1. یا خودش ذاتا متعدی هست {متعدی بنفسه} مثل فعل «ضرب» در جمله : ضرب علی حسناً (علی حسن را زد)

2. یا به واسطه ی چیزی متعدی شده {متعدی بغیره} مثل فعل «ذهب» در جمله : ذهب علی بحسن (علی حسن را برد) ، در اینجا فعل «ذهب» (رفتن) که متعدی نیست به واسطه ی حرف باء متعدی شده (که معنای بردن داده است)؛

در «امسحوا برؤوسکم» پنج معنای احتمالی می توان برای حرف «باء» در نظر گرفت :

1-    تعدیه - که آیه اینچن معنا می شود (تمامی سرهایتان را مسح کنید).این احتمال غلط است زیرا فعل امسحوا متعدی بنفسه است و دیگر نیازی ندارد که با حرف با متعدی شود.

2-    تاکید (زائد) -  که آیه اینچن معنا می شود  ( حتما تمامی سرهایتان را مسح کنید).

3-    الصاق(چسباندن) - که آیه اینچن معنا می شود (تمامی سرهایتان را  مسح کنید در حالی که دستان با تمامی سرتان تماس مستقیم دارد).

4-    استعانة (کمک خواستن) - که آیه اینچن معنا می شود (تمامی سرهایتان را به کمک آب مسح کنید) کسانی که این معنا را گرفته اند این توجیه را کرده اند که ایه اینچنین بوده است «امسحو روئسکم بالماء » که کلمه ی الماء حذف شده است و حرف «باء» بر سر روئسکم رفته است . این نظر مردود است زیرا اینچنین حرف زدن هیچ بلاغتی ندارد چه رسد به قران که در اوج فصاحت و بلاغت است.

 

و ایرادی که به هر چهار معنای زیر وارد است این است که  وقتی صورت که بعضی از سر (رأس) است شسته شده باشد {این شستن ، شستن صورت در قسمت اول وضوست} دیگر نمی توان کل سر را مسح کرد.

-5      تبعیض - که آیه اینچن معنا می شود (بعضی از سرهایتان را مسح کنید).این همان احتمال صحیح است زیرا وقتی که چهار معنای قبل را ندهد فقط معنای تبعیض باقی میماند و هیچ ایرادی براین معنا گرفته نمی شود لذا  مسح هر جایی از سر ، غیر از صورت برای وضو کفایت می کند.

پاسخ پرسش چهارم :

نظر علمای اهل سنت بر شستن پا است و دلیلشان این است که أرجلًکم در ایه منصوب است و عطف بروجوهکم در آیه است.

ما براین نظر چند ایراد داریم و اهل سنت باید جوابگو باشند:

ایراد اول : بر حسب ادبیات قرانی و عربی عطف (ارجلکم) منصوب بر کل جارو مجرور(بروئسکم) صحیح است شما اثبات کنید که  (ارجلکم) منصوب بر کل جارو مجرور عطف نشده است.

ایراد دوم : با وجود دو فعل که برای هر کدام دو مفعول است  }وجوهکم وأیدیکم دو مفعول فعل إغسلوا ، و برؤسکم و أرجلکم دو مفعول فعل إمسحوا} چگونه میتوان مفعول فعل دوم (أرجلکم) را بر مفعول فعل اول (وجوهکم) عطف کرد این کلام نه تنها فصیح نیست بلکه صحیح هم نیست مثل اینکه شما بخواهید بگویید محمد آمد و جمله را اینطور بگویید (علی و حسن آمدند و حسین و محمد مردند) و ادعا کنی که محمد عطف به علی است)! حال چگونه ممکن است که قران با اوج فصاحت وبلاغتی که دارد این چنین صحبت کند؟!

ایراد سوم : اگر بر فرض محال ارجلکم عطف بر وجوهکم باشد ایا فصاحت قرانی ایجاب نمی کرد که فعل «إغسلوا» بر سر«أرجلکم» تکرار می شد تا به صورت اشتباه عطف بر (بروئسکم )گرفته نشود؟

ایراد چهارم : از دیدگاه شما اهل سنت قرآن با هفت قرائت نازل گردیده و تمامی این قرائت ها صحیح می باشد حال  اگر بر فرض محال (أرجلکم ) را عطف بر (وجوهکم) بگیریم باید حکم به شستن پا کنیم. و از آن طرف در برخی از قرائت ها (ارجلکم) ، مجرور قرائت شده است که باید حکم به مسح پا کنیم . حال مسلمانان مسح کنند یا بشورند؟ آیا قران دچار تناقض گوئی نشده است؟

ایراد پنجم : اگر (أرجلکم) را بر (وجوهکم)عطف بگیریم آیه اینچنین میشود : {فاغسِلوا وجوهکم و أیدیکم و ارجلکم الی المرافق) در حالی که صورت و پا مرفقی ندارد. ( بنابر نظر اهل سنت (الی المرافق) متعلق به (اغسلوا) می باشد که در نتیجه وجوهکم و أیدیکم و أرجلکم به علت معطوف و معطوف علیه بودن هر سه در این حکم مشترکند)

اهل سنت میگویند اگر ما سر و پا را كلًا بشوئیم هم آنها را شسته‏ایم و هم مسح كرده‏ایم، و این خود- اضافه بر احتیاط جمعى است بین كتاب و سنت!

اولا :  شستن بر خلاف نص كتاب مى‏باشد ، آرى سنت قبل از آیه مائده شستن پا بوده ، چنانكه در حدود چهل روایت شیعى نیز وارد است ، ولى با نص «امسحوا» در این آیه هر چهل حدیث نسخ گردیده.

دوما : خدا ما را امر به مسح کرده است نه امر به غسل پا.

سوما : جمع میان غَسل و مسح خود بدعت است ، زیرا اضافه‏ کردن بر حکم خداست ، مانند نماز صبح كه تنها دو ركعت است، آیا مى‏شود آنرا بیش از دو ركعت خواند و گفت كه بیش از دو ركعت هم دو ركعت است و هم افزون بر آن؟!!

 

چهارما : وقتی شما پا را بشورید غسل انجام شده ونمیتوان اسمش را مسح گذاشت.

 

اما فقهاى شیعه نوعاً مسح روى پا را حتى به اندازه یك انگشت یا نیمه انگشت كافى مى‏دانند، با این اختلاف كه یا این مسح تا برآمدگى اول است یا تا برآمدگى آخرین.

 

اما از نظر قرآن «ارجلكم» كه عطف است به مجموع «برؤسكم»، نتیجه‏اش (وامسحوا ارجلَكم) مى‏باشد. به این معنى كه كل روى پاها باید مسح گردد ، مثل اینکه من به شما بگویم دستت را تا مچ بشور و شما یکی از انگشت ها را بشورید و بگویید که دستم را تا مچ شستم!!

بنابراین در این قسمت نظر مرسوم عامه علمای شیعه اشتباه است و باید پا را تا روی برآمدگی پا مسح کرد.

 

عده ای می گویند کلمه أرجلکم ، مجرور نیز قرائت شده است که بر علیه اینان دو جواب است:

 

جواب اول : {إنّ علینا جمعه و قرآنه * فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه} بی­تردید گردآوری قرآن و [شیوه­ی] خواندش، تنها بر [عهده­ی] ماست * پس هنگامی که آن را خواندیم، خواندنش را پیروی کن.

در این ایه بسیار واضح است که ضمیر {ه} در {قرأناه} فقط به یک قرائت تصریح می­کند نه به چندین قرائت، وگرنه، آیه این گونه نازل می­شد: «فاذا قرأناه بقراءآته المختلفة ، فاتّبع قراءآته» پس با تأمّلی مختصر در آیه­ی {فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه} به خوبی معنای ذیل از آن برداشت می­شود: «پس هنگامی که آن [قرائت واحد] را خواندیم [تو نیز] خواندنِ [واحد] آن را پیروی کن» نه این که: «از قرائات چندگانه پیروی کن»!

زیرا بجای {قرآنه}، هرگز واژه­ی «قَرائینه» یا «قراءآته»، نازل نشده. تا فرضاً مجاز باشیم که قرآن را بجای قرائت واحد، با قراءآتی دیگر بخوانیم!

بنابراین تا اینجا روشن شد که نحوه­ی قرائت قرآن، تنها یک گونه است نه چند گونه!! و این قرائت واحد هم، قرائت از همین قرآن مرسوم در سطح جهان است که خدای متعال، نزول، قرائت و حفاظت آن را خود، عهده­دار شده و در دسترس مردم قرار داده است؛ نام اصلی این قرائت: «قرائت قرآن به روایت رسول الله از خدای متعال» است، و اگرچه به نام «قرائت حفص از عاصم» مشهور شده، ولی محافظت قرآن از تحریف لفظی تنها با قدرت لایزال خدای سبحان تحقق یافته است.

 

جواب دوم : اگرما تمامی قرائت ها را وحیانی بدانیم قران دچار تضاد می شود مثلا در همین ایه که  بنابر قرائت حفص مسح کل روی پا تا کعبین واجب است اما بنابر قرائتی دیگر واجب نیست بلکه مسح بعض پا واجب است با توجه به این نکته که قرائتهای دیگر نه تنها میان خود اختلاف و تضادّ دارند بلکه حتی آیاتی از قرآن را با آیات دیگرش متناقض نشان می­دهند با این که در بین آیات قرآن هیچ اختلافی وجود ندارد بنابراین در قراءآت مختلف، علاوه بر اختلاف لفظی، تضادّ معنوی نیز هست و این خود، سر از تضادّ وحیانی قرآن، در می­آورد و آن را از حجّیت و قاطعیّت می­اندازد که از نظر آیاتی چند، بر خلاف صیانت کلّی ربّانی، نسبت به قرآن است

 

مسح پا از نظر طولی تا اولین برامدگی پا واجب است زیرا در پا «كعبین» فرمود و در دست «مرافق» که  دلیلی است بر اینكه در هر یك از دو دست باید كل مرفقها شسته شود ولى در هر پا تا برآمدگى اول مورد مسح است و اگر" الى الكعبین" در كار نبود، این مسح زیر و روى پاها را تا بیخ ران شامل بود.

 

والسلام

 

حجت الإسلام محنّد

Elahi.muhannad@yahoo.com

Http://www.hakim-elahi.mihanblog.com

Http://www.sadeghi-tehrani.mihanblog.com



برچسب ها: وضوی اسلامی از دیدگاه کتاب و سنت، شستن دست ها و صورت، اهل سنت، حجت الإسلام محنّد،  
[ 1391/03/27 ] [ 10:17 ق.ظ ] [ قرانیون ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلّم : بدأ الإسلام غریبا و سیعود غریباً فطوبی للغرباء
پیامبر خدا فرمود : اسلام (نهضت خود را) غریبانه آغاز کرد و به زودی غریب می شود پس خوشا به حال غریبان (که در حول محور قرآن در میان مردمان تنها هستند)
در این زمان که قران توسط دشمنان و مسلمانان جاهل به مهجوریت خود ادامه می دهد وظیفه ی عمومی است که مطالب نا گفته آن را با یاری خدای حکیم با تلاش بی وقفه انتشار دهیم و یک انقلاب عظیم قرآنی ایجاد کنیم.
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتان درباره ی این وبلاگ چیست؟




آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :